تبلیغات


به تیمت امتیاز بده دریافت کد

برنامه نویسان کوثر - تربیت فرزندان
تربیت فرزندان , تربیت فرزندان در خانواده , تربیت فرزندان دكتر هلاكویی , تربیت فرزندان در اسلام , تربیت فرزندان از دیدگاه اسلام , تربیت فرزندان طلاق , 

بدون شک خانواده و نحوه روابط بین اعضای آن و کیفیت روابط والدین با فرزندان، در شکل گیری شخصیت فرزندان نقش و اهمیت بسزایی دارد. روان شناسان معتقدند محیط خانه اولین و بادوام ترین و مهمترین عامل در نحوه رشد شخصیت افراد یک خانواده است.

رابطه اعضای یک خانواده ممکن است به یکی از سه صورت زیر باشد  

1- محدودیت مطلق :

در چنین خانواده هایی معمولاً یک نفر بر تمام اعمال و رفتار دیگران حکومت می کند . این فرد غالباً پدرخانواده( پدرسالاری) و در گاها مادر خانواده( مادرسالاری) است و حتی بعضی وقتها نیز برادر یا خواهر بزرگ تر نسبت به دیگر اعضای خانواده، با چنین روشی رفتار می کند. در این خانواده فقط یک نفر تصمیم می گیرد و هدف را تعیین می کند، همه باید مطابق میل او رفتار کنند، او فقط حق اظهار نظر دارد و دستورش باید بدون چون و چرا از طرف دیگران اجرا گردد.

 

نتیجه محدودیت مطلق

1- احساس ترس و وحشت و احساس بی مسئولیتی و بی شخصیتی که در نتیجه فرزندان احساس امنیت نمی کنند و وضع آنها همیشه متزلزل است.

2- اعضای خانواده هدف انجام کارها را نمی دانند و جرأت هم ندارند که دلیل آنها را بپرسند.

3- فرزندان ظاهراً در حالت تسلیم و اطاعت از والدینشان هستند و به طور خودکار می آموزند که همین روش را در برابر دیگران نیز انجام دهند. در نتیجه به بچه های هم سن یا کوچک تر از خود آزار می رسانند.

4- پدرسالاری یا مادرسالاری باعث سرکوب روحیه مشاوره و همکاری و تعاون با دیگران می شود.

5- چنین افرادی قدرت ایجاد ارتباط مثبت با دیگران را پیدا نمی کنند .

6- اغلب این افراد ضعیف النفس بوده و از اعتماد به نفس برخوردار نیستند و از قبول مسؤولیت خودداری می کنند.

7- روحیه خلاقیت و امکان ظهور استعدادها از بین می رود.

8- در بعضی موارد سبب خود کم بینی افراد خانواده می شود.

9- فرزندان خانواده، افرادی متعصب خواهند شد که تحمل اندیشه های مخالف را نخواهند داشت.


 

2- آزادی مطلق:

در چنین خانواده هایی به فرزندان اجازه داده می شود که به خواسته ها و آرزوهایشان هر طور که می خواهند برسند که در نتیجه فرزندان این خانواده ها دچار این خصوصیات خواهند شد : خودخواهی ، لوس بودن ، نامحتاط بودن و خواسته های بی شمار که باید برآورده گردد 
 آنها بسیار بی حوصله و ناشکیبا هستند و برای حل مشکلشان از هر راهی وارد می شوند و ناکامی را به هیچ وجه نمی پذیرند

 
نتیجه آزادی مطلق

1- فرزندان این خانواده معمولاً سست عنصر و بی اراده یا حداقل کم اراده اند.

2- آنها به دلیل عادت به آزادی مطلق و بی بند و باری نمی توانند خود را کنترل کنند و در نتیجه به ورشکستگی تربیتی و اخلاقی دچار می شوند.

3- آزادی مطلق و بی بند و باری حاکم در چنین خانواده هایی موجب فراهم شدن زمینه های بزهکاری می گردد.

4- غالبا به دلیل تضاد بین درخواستهای فرزندان نزاع و درگیری رخ می دهد.

5- در این خانواده ها روحیه اطاعت از قانون و احترام به مقررات اجتماعی و رعایت آداب اخلاقی به حداقل ممکن تنزل پیدا می کند.

6- فرزندان تلاش و سختی کار را احساس نمی کنند و خود را در انجام کارهای شخصی ناتوان می دانند.

7- نداشتن جرأت برای انجام کارهای مهم و اساسی باعث سرکوب استعداد و توانایی های بالقوه نهفته در درون فرزندان می شود.

8- در نهایت این فرزندان دچار خود کم بینی می شوند.

 

3- آزادی مشروط:

در خانواده هایی که نه محدودیت مطلق سایه افکنده و نه دچار معضل آزادی مطلق هستند، آزادی مشروط معیار و ملاک رابطه والد- فرزند می باشد. همه افراد خانواده به تناسب موقعیت خویش، حق دخالت در اداره امور خانه و اظهار نظر درباره مسائل مختلف را دارند. این روابط عاقلانه ترین و انسانی ترین روش زندگی و فرزندپروری می باشد. فرزندان چنین خانواده هایی بدون سختگیری و کنترل بیش از حد یا آزادی و رهایی در انجام کارها، از یک حد تعادل و آزادی نسبی و انضباط هدایت شده برخوردارند و از نظر عاطفی نیز در یک سطح متعادل و بدون افراط و تفریط قرار دارند و به موقع از محبت والدین بهره می جویند و شخصیت آنها در خانه مورد احترام قرار می گیرد. این افراد نظم گرا، منضبط و تسلیم نرم های اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی هستند، حق اظهار نظر دارند و مشکلات خود را با والدین در میان می گذارند.

این فرزندان در مکان های آموزشی و غیرآموزشی ارتباط عاطفی و اجتماعی صحیحی برقرار کرده و اختلاف عقاید دیگران را به راحتی پذیرا می شوند.
بر اساس بررسی های روان شناسان اجتماعی، افرادی که در دوران کودکی، آزادی مشروط و متعادلی داشته اند، در بزرگسالی دشمن ظلم ها و مخالف ناروایی ها بوده و به اصلاحات بزرگ اجتماعی توفیق یافته اند.

 

مفهوم فرزندسالاری
 

الف- از منظر روان شناسی:

 در شیوه فرزندسالاری ویژگی های زیر مشاهده می شود:

1- والدین سعی می کنند به تمام خواسته ها و اهداف فرزند خویش بدون چون و چرا جامه عمل بپوشانند.

2- فرزند برای به اجرا درآوردن آرزوها از آزادی عمل کافی برخوردار است.

3- والدین در امر تربیت فرزند یا دچار ضعف شناخت هستند و یا در به کارگیری راهکارهای عملی لازم در این زمینه، از تدبیر و قدرت کافی برخوردار نیستند.

4- فرزند با استفاده از اهرم های شناختی، عاطفی و رفتاری توانسته بر تسلط روانی خویش بر والدین بیفزاید و نقطه نظراتش را بر آنها تحمیل کند.

5- در اداره منزل و تصمیم گیری ها بیش از حدی که شایسته است، به نظرات فرزند توجه می شود.

6- هنگام تعارض بین نظرات افراد خانواده، نظرات فرزند چه حق و چه باطل، مقدم است و به اجرا گذاشته می شود.


ب- از منظر دین:

آموزه های اسلامی و متون دینی، ما را به رعایت حد میانه و آزادی مشروط در روابط بین اعضای خانواده و از جمله رابطه والدین و فرزند توصیه می کند چرا که در فرهنگ اسلام هرچه در اختیار انسان باشد، حتی فرزندان، امانت الهی اند و خانواده مسؤول حفظ سلامت، رشد و سعادت آنها است.

از نظر دین، دوران تربیت به سه دوره تقسیم شده است. پیامبر اسلام(ص) در روایتی می فرماید:« الولد سید سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین» یعنی « دوران هفت سال اول کودک، دوران سیادت و آقایی اوست، دوران هفت سال دوم، دوران اطاعت و هفت سال سوم، دوران وزارت است.»

« دوران سیادت» بدین معنا نیست که کودک باید به طور مطلق آزاد باشد و هر کاری که خواست انجام دهد و هیچ محدودیتی نداشته باشد، بلکه به این معناست که در این دوران، کودک تکلیف و مسؤولیت ندارد و اگر از او درخواست کردید که کاری را انجام دهد، نباید مورد مؤاخذه و سؤال قرار گیرد. به همین دلیل اسلام آموزش های رسمی را در هفت سال دوم طرح کرده است.

و اگر پیامبر اکرم(ص) دوران هفت سال دوم را « دوران اطاعت» نامیده اند، بدین معنا نیست که والدین می توانند با دیکتاتوری مطلق، همه چیز را بر او تحمیل کنند بلکه باید با برهان با او سخن گفت، چرا که کودک در این دوران وارد مرحله برهان پذیری می شود و استدلال های منطقی والدین و مربیان خود را درک نموده و آزادی اعمال و رفتارش حد و مرز پیدا می کند.
بررسی ها نشان می دهد کودکانی که در هفت سال دوم عمر خود، از آزادی های زیاد و بی حساب برخوردار بوده اند، در آینده دچار تندروی و افراط کاری های زیاد شده اند و در دریای مفاسد و انحطاط اخلاقی سقوط کرده اند. به همین جهت است که اسلام این مرحله را دوران اطاعت فرزند نسبت به والدین معرفی کرده. دوران هفت سال سوم که« دوران وزارت» نامیده شده، باید بر اساس تفاهم هرچه بیشتر بین والدین و فرزندان شکل گیرد و انس و صفا و خیرخواهی بر روابط بین آنها حکومت کند زیرا شرایط این دوره به گونه ای نیست که بتوان بر او سختگیری کرد یا به گونه ای رفتار نمود که فرزند احساس محدودیت، استبداد و دیکتاتوری کند که در آن صورت به طغیان و ایستادگی در برابر والدین یا فرار و گریز از خانواده منجر خواهد شد. پس باید به طور معقول و صحیح او را کنترل کرده تا هم به غرور جوانی او لطمه وارد نشود و هم کاملاً آزاد و رها نباشد.


در اینجا به سه نکته مهم در تربیت فرزندان اشاره می نماییم

1- سپردن مسئولیت
یکی از راه کارهای تربیت فرزندان ایجاد زمینه پذیرش مسئولیت های اجتماعی در جامعه است تا خود را در موقعیت جدید امتحان کنند تا بنیان های یک شخصیت سالم در آنها بوجود بیاید در دوره نوجوانی و جوانی، مسئله ابراز وجود امری طبیعی است. اگر فرصت مناسب و معقولِ «ارائه خود و اظهار من» برای نوجوانان و جوانان فراهم نیاید، این نیاز به صورت غیرمنطقی و نادرست تأمین خواهد شد. برای مثال، توجه به زیبایی ظاهر، زینت و نوعی خودنمایی، در سنین 15 ـ 16 سالگی پدیدار می شود که از نشانه های نیاز «توجه به من» است.
 امام صادق علیه السلام ، وظیفه پدران و مادران و مربیان را در این سنین، همراهی و مراقبت دختران و پسران می داند.

در این دوره حساس، پدر و مادر باید در چهره دوستی صمیمی و هم فکری صادق با فرزند فرد رفتار کنند و به همه نیازهای جسمی، روانی و دینی او به خوبی توجه داشته باشند. آنها افزون بر اینکه می خواهند محبوب پدر و مادر باشند، دوست دارند که دیگران نیز آنها را تمجید و تحسین کنند. یکی از راه های مناسب برای رسیدن به این مهم، فرصت دادن به آنها برای مشارکت داشتن در فعالیت های جمعی است، به گونه ای که نوجوانان و جوانان، با تصویری روشن از مسئولیت محول شده، توانایی خود را در محدوده اختیاراتشان نشان دهند.



2- پرهیز از خشونت
اگر فرزندان با ابزارهایی چون خشونت، تنبیه یا تحقیر و برانگیختن احساس گناه در آنان اداره شوند، هرگاه به حرکتی ناشایست روی آورند، والدین نیز مجبورند برای به دست گرفتن کنترل دوباره رفتارشان، به خشونت و تنبیه پناه ببرند؛ راهی که کودکان نیز به آن عادت کرده اند.

باید توجه داشت که برخورد خشونت آمیز با بچه ها، آنها را خشن تر می کند گاهی نیز سر به طغیان می گذارند و به شیوه هایی متوسل می شوند که زیان های جبران ناپذیری برایشان بوجود می آورد. اعتماد به نفسشان را از دست می دهند و از دیگران یا از خودشان متنفر می شوند.


3- نظرخواهی و درخواست
دستور دادن پی در پی به فرزند کارساز نیست، گاها یک روز از زندگی کودکانمان پر از صدها دستور است و اگر والدین همواره از حرف گوش نکردن فرزندانشان گله دارند، بی دلیل نیست. دستورهای تکراری و نابجا، روابط را ضعیف تر می کند. در روش مثبت پرورش کودک، به جای دستور دادن، از پرسیدن و درخواست کردن استفاده می شود. آیا شما ترجیح نمی دهید رئیس یا همسرتان، به جای دستور دادن به کاری، از شما درخواست کند؟ آری، هم والدین و هم بچه ها با خرسندی، پذیرای عمل به چنین درخواستی خواهند بود. تغییر دادن این نوع عملکرد تربیتی بسیار ساده است، در صورتی که از تمرین و دقت فراوان نباید غافل بود. برای مثال، به جای اینکه بگویید «برو دندان هایت را مسواک بزن»، از جمله «ممکن است دندان هایت را مسواک کنی؟» کمک بگیرید.














نیازمندیهای رسا برنامه نویس نرم افزار اقتصاد خانواده نرم افزار کنترل ساعات بازی رایانه ای نرم افزار مدیریت اینترنت و درایوها
برنامه نویس

نظر سنجی در باره وحدت شیعه و سنی

وحدت شیعه و سنی نظرتان راجع به وحدت شیعه و سنی را در کادر زیر درج نمائید
به تیمت امتیاز بده دریافت کد
به تیمت امتیاز بده دریافت کد